افشای اسرار توصیه نمی شود


از پرتو دید مشخص نیست که اینطور نیست
معنی خاک قابل مشاهده نیست، قابل مشاهده نیست

داوران شما متخصص هستند، بله
راز موهای شما هیچ رازی نیست

به طرز شگفت انگیزی، اشک های من قرمز بودند؟
خجالت کشیدن از خود پرده ای نیست که وجود نداشته باشد

دورت را نسیم گرفته تا روی دامن ننشیند
به نظر من سیل یک نظاره گر نیست

تا بعد از شام سر خود را به جایی نزنید
به صبا گفت شنیدم سحر نیست

من از این فال عصبانی نیستم
هیچ کس از رئیس کویت سود نمی برد

از حیا لبهای شیرینت بنوش
این شکر نیست که دیگر وجود ندارد، خیس شده در آب و عرق

افشای اسرار توصیه نمی شود
نه در مجلس رندنگ خبری نیست

یک شیر در عشق تو به روباه تبدیل می شود
آه، در این راه هیچ خطری برای او وجود ندارد

آب در چشمان من خاک در خانه توست
زیر صد ضرابخانه اش خاک نیست

برخی از نام ها و نمادهای حضور من وجود دارد
در آنجا اثری از ضعف نیست

جز اینکه حافظ از تو ناراحت است
هیچ هنری در پایان وجودت وجود ندارد