امروز با حسین منزوی: آه!


آه، مراقب باش!
مست یا هوشیار؟
خوابی یا بیداری؟
خواهر خسته!

شب سیا
شب تاریک
از چپ و راست
از دور و نزدیک
یک نفر وجود دارد
جریان دارد و جاری می شود:
اوه چقدر غمگین
مثل شانس
در سینه ام
تو یک خرابه هستی
از گلوی من
دست بردار، واردار

در خیابان
نسیم رفته است
هوس سرگردانی
در پارک
پاییز آمده است
نامردی ریشه ی بزدلی است
در آسمان
تقریباً یک ماه است
درد
خواهر خسته!
شما نمی خواهید بروید
بیا دور شهر بگردیم
گام به گام؟
شما نمی خواهید بروید
ما نور داریم
بیایید سرگردان باشیم
به دنبال آدام هستید؟

خیابان های شهر
یک دایره کامل
قلبی پر از درد
شب پر از جمعیت است
پر از جاودانگی
همه پا دارند
همه دست دارند
اما برخی
اطراف خودشان
توری دارند
برخی از آنها
در دستان آنها
آنها پیراهن دارند
بله خواهر جون!
مراقب خاله باش!
مهدکودک های ما بیشتر از مهدکودک هاست
یکی در گل فرو رفت
یک خار پر
ما مردان بیشتر از مردان داریم
یک سر کار
یک بار
یکی با سر

اوه، می دانید!
خواهر خسته!
شما در حال خواندن هستید
چه کسی مست است؟
کی دیگه بیداره؟
شما می ترسید
چه کسی دیگر مرد؟
کی مرد؟
در طلسم
دیوونه کیه دیگه؟
دیوار کیه دیگه؟

بله میدانم
خواهر خسته!
آنها می خواهند در بین ما باشند
دیوار بساز
از چوب استفاده کنید
کانال بساز
شما را خواهد برد
افتخار بازار
مرا ببر
این بازار است
از من و تو
بازار شلوغ است

تا زمانی که با هم باشیم
دیوار کاذب است
نگذار باران ببارد
آب ندهید
من دارم میروم
نخواب…

خبر، خبر
خواهر خسته!
دلم برات تنگ شده
من بیدارم
چه کسی را به یاد دارید؟
بیداری