حال و هوای حرم رضوی در شب ولادت علی بن موسی الرضا


به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، نماز مغرب را می خوانند و اندک اندک عاشقان می آیند، اینجا سرمایه دل عاشقان است و من از بالای خیابان به آرامگاه می روم.

دستانش بر زمین و دلش در بهشت ​​است

در بین راه امشب به زائران متولد یمن شکلات دادم و به دیدار و گفتگو با عاشقانی رفتم که کفش های حجاج را با صلواتی لاک کردند. دستانش کار می کرد و چشمانش سعی می کرد کار درست را انجام دهد، اما دلش جای دیگری بود، هر چند دقیقه یک بار سرش را بالا می گرفت و به عمق قبر نگاه می کرد و چند ثانیه خیره می شد و با امام صحبت می کرد. دقیقا همون قیافه امروز که رفت سر مزار چند روز حساب کرد؟ فرقی نمی کند فرد مقابل شما مرد باشد یا زن. جوان یا پیر؟ او می خواست کفش های بیشتری را در نیم روز واکس بزند. وی در کفش زائران به امام رضا (ع) تبریک گفت و از آنان خواست تا از نزدیکترین خیابان نزدیک معبد، پای زائران به زمین برسند و دل او را به قبر ببندند.

اما هستند افرادی که با سوگندهای مختلف به سراغ مردم می روند و به هر زبانی از علاقه خود به امام رضا (ع) صحبت می کنند.

اجاره من از برکت آکا است

کارش مثل پارسال رفت و آمد بود و نذر کرد هر چند بار از این طرف رفت و آمد، دور قبر بچرخد و زائران امام رضا (ع) را ببرد و بیاورد. از او پرسیدم چند بلیط داری و سکوت کرد. گفت: برای شاهزاده آرزوی برکت دارم…

می خواستم بدانم چرا، چه شد که چنین سوگند خوردی؟ چیزی نگفت، بغض در صدایش بود و اشک در چشمانش. پرسیدم چرا جلوی ماشین را ندیدم؟ من: باید از تاکسی پیاده بشم.

این سوگند باعث شد که من را به مزار او ببندند

می دانست که شب میلاد امام رضا(ع) محل شورش است و می دانست که در میان جمعیت پاهایش را دراز نمی کند تا به مزار معشوقش برسد، اما دلش قبر بود.

دلش می خواست در نور روشن کلیسای روشنی که امشب شادی مردم را روشن کرده بود، دعا کند، اما دیگر جوان نبود و پاهایش کمکی نمی کرد. بسته ای که تهیه کرده بود کوچک بود اما داخلش توالت داشت…

کمی نخود، کشمش، یک تکه کاغذ کوچک که روی آن نوشته شده «صلوات».

من هم نام امام هشتم هستم

مادرم می گفت من هنوز ۱۰ ساله نشده ام چون اسمم با امام رضا (ع) یکی است. من هر سال در جشن تولد آقا شرکت می کنم چون وقتی می خواستم به دنیا بیایم مادرم از امام رضا (ع) عاقبت بخیر و خوشی خواست، حالا نذر کرده ام شب ولادت آقا به زائران شربت بدهم. .

انتهای پیام/




آن را در صفحه اول پیشنهاد دهید